قصر دل به روز شدنظر يادت نره هااااا
با قدوم با صفاي خودتون بلاگم رو پر از شادي کنينمنتظر حضور سبزتون هستم
سلاااااااااااام
تولدت بود خبرمون نكردي چرااااااااااااا؟
کاشکي که صد ساله شي
نه صد و بيست ساله شي
نه صد و بيست سال کمه
هميشه زنده باشي
تولدت مبارک
هميشه شاد باشي الهيييي
دوباره سلام...
به تماشا سوگند و به آغاز کلام....
شايد پروانه اي بودم که طبيعتش ، سوختن در آتش شمع مي باشد
پروانه اي که از خود که نه...از خاک کوير نيز پرسيد اين سوال بي جواب را...
نميدانم !!!شايد هم نه پروانه ،بلکه شقايق است که نشان دارد از تنهايي وحشت آور خويش در اين کوير بيکران
تو بي نشانه رفتي و نگفتي گلبرگهاي دل اين شقايق ميريزد در هراس اين حقيقت ، حقيقت بودن يا نبودنت...
تو بي نشانه رفتي و يک وجب خاک را با شقايق و پروانه اش در عذاب بي نشاني بودنت گذاشتي
تو حتي نشاني از سنگريزه هايت ندادي....واي به جواب سوال بي جوابم.
همچنان منتظرم تا بيايي...
نوشته ات بر دلم نشست به اين فکر ميکنم که شايد از دلي برخاسته.....
سلام خسته نباشينمرسي که به من سر زدين
متنتون خيلي زيبا بود انتظاااااااار...........براي من که خيلي سخته..........
همون طوري که قبلا هم بهتون گفتم در انتخاب موسيقي بلاگ خوش سليقه اين
موسيقي شما منو ياد دريا ميندازه
زماني که لب ساحل ميشيني همچين صدايي به گوش ميرسه از آواز مرغهاي دريايي و صداي آرامش بخش امواج خروشان دريا و به هم خوردن آب
خيلي آرامش بخشه خيلييييييي..........
منتظر حضور سبزتون هستم
سلام ممنون كه اومدي...با اين كه دل خوشي از كوير ندارم ..اما به اين كوير سر زدم
موفق باشي
باي باي